|
|
|
|
|
در روزهای کلاغ گربه هایی نحیف بر سر دیوارهای شکسته نشسته اند قلوه سنگها سلولهای مرغوب خرابه هایند در روزهای کلاغ لاشخورها قدیسانی شده اند که از کنار پنجره ها ی شهر عبور می کنند با این همه غصه نباید خورد خدایی اگر باشد سیبهای گاز زده باز به شاخه ها آویزان می شوند و ستاره گانی که بر رانهایمان طلوع کرده اند به برگهای شرم آگین انجیر پوشیده می گردند خدایی اگر باشد دوباره از شیطان فریب خواهیم خورد ما عاشق کفاره ایم پلهای شکسته را به صراطهای مستقیم ترجیح می دهیم. خدایی اگر باشد می داند که زمین با همه ی چاه هایش گسلهایش آتشفشان هایش طوفان ها و پس لرزه هایش جهنمی بی رحم ست خدایی اگر باشد به حال همه ی گنجشکها گریه خواهد کرد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 23:19 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
رودخانه ای که از ماه می گذرد رودخانه ها از میان ماه می گذرند درختان نامرئی بر ستارگان ناشناس می رویند و سایه می اندازند خانه های دریایی به ساحل جنوب می رسند و خشک می شوند بی آنکه از کسی بشنوی یا در کتابی بخوانی می دانی همیشه پاهایی که بر زمین می روند به غبارها انس می گیرند و در بیابانی خیمه می زنند چه کسی می داند چرا نیمه های شب وقتی که بی خوابی دانه دانه مان می کند به این انارها ی کال می بالیم سرنوشتهای ترش آخرتهای گس و چرا هر وقت گناه می کنیم از فرشته گان الهی پاکتر می شویم؟ رودخانه ها از میان ماه می گذرند تو از میان من فکر می کنمشاید سیاره ای شده ام که اگر نبود آسمان سیاه بالی سرت یک نقطه ی روشن کم داشت. لیلا فرجامی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 23:4 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
از سروده های زنده یاد خسرو گلسرخی معلم پای تخته داد می زد، از میان جمع شاگردان یكی برخاست، سكوت مدهشی بود و سوالی سخت! معلم ناله آسا گفت: آسمان فرصت پرواز بلندی است قصه این است چه اندازه کبوتر باشی -- |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 22:2 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 23:0 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
از : شل سیلور استاین **** جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا... به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگر تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به... ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن جست و خیز کردن و آواز خواندن و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر بیشتر و بیشتر در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند عشق می ورزیدند و محبت میکردند لستر وسط آرزوهایش نشست آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا و نشست به شمردنشان تا ....... پیر شد و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند آرزوهایش را شمردند حتی یکی از آنها هم گم نشده بود همشان نو بودند و برق میزدند بفرمائید چند تا بردارید به یاد لستر هم باشید که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 22:58 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
Three things in life that are never certain سه چیز در زندگی پایدار نیستند Dreams رویاها Success موفقیت ها Fortune شانس Three things in life that, one gone never come back سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند Time زمان Words گفتار Opportunity موقعیت Three things in human life are destroyed سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند Alcohol الکل Pride غرور Anger عصبانیت Three things that humans make سه چیز انسانها را می سازند Hard Work کار سخت Sincerity صمیمیت Commitment تعهد Three things in life that are most valuable سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند Love عشق Self-Confidence اعتماد به نفس Friends دوستان Three things in life that may never be lost سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند Peace آرامش Hope امید Honesty صداقت And how beautiful these three important things in life perspective Dr.Ali Shariati stated و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده Do not rely on three things never به سه چیز هرگز تکیه نکن Pride غرور Lie دروغ Love عشق Gallop is human with pride انسان با غرور می تازد Be lost with telling lies با دروغ می بازد And dies with love و با عشق می میرد Happiness in our lives has three primary خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است Experience Yesterday تجربه از دیروز Use Today استفاده از امروز Hope Tomorrow امید به فردا Ruin our lives is the three principle تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است Regret Yesterday حسرت دیروز Waste Today اتلاف امروز Fear of Tomorrow ترس از فردا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 22:53 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم. در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که مرده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد! کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد. آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید. زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید. مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید. دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 22:44 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
آنهایی که رفتهاند منتظرند تا آنهایی که ماندهاند برایشان نامه بنویسند. فکر می کنند که حالا که ازجریان زندگی آنهایی که ماندهاند خارج شدهاند آنها باید تصمیم بگیرند که هنوز میخواهند به دوستیشان از دور ادامه بدهند یا نه. آنهایی که مانده اند منتظرند که آنهایی که رفته اند برایشان نامه بنویسند .فکر می کنند شاید آنهایی که رفته اند مدل زندگیشان را عوض کرده باشند و دیگر دوست نداشته باشند با آنهایی که مانده اند معاشرت کنند. آنهایی که رفتهاند همانطور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند تا تنهایی بخورند، فکر می کنند آنهایی که ماندهاند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی میخورند و جمعشان جمع است و می گویند و می خندند. آنهایی که ماندهاند همان طور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند فکر می کنند آنهایی که رفته اند الان دارند با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل میشنوند و از آن غذاهایی می خورند که توی کتابهای آشپزی عکسش هست. آنهایی که رفتهاند فکر می کنند آنهایی که ماندهاند همهاش با هم بیرون ميروند... کافی شاپ، لواسان، بام تهران و درکه... خرید می روند… با هم کیف دنیا را می کنند و آنها را که الان گوشه دنیا تک و تنها افتادهاند فراموش کردهاند. آنهایی که ماندهاند فکر می کنند آنهایی که رفتهاند همهاش بار و دیسکو میروند و خیلی بهشان خوش میگذرد و آنهايي را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند. آنهایی که رفته اند همانطور که توی صف اداره پلیس برای کارت اقامتشان ایستادهاند و میبینند که پلیس با باتوم خارجیها را هل می دهد، فکر می کنند که آن جهنمی که تویش بودند حداقل کشور خودشان بود. آنهایی که مانده اند همانطور که گشت ارشاد با باتوم دخترهايشان (يا همان هموطننانشان) را سوار ماشین می کنند، فکر می کنند که آنهایی که رفتهاند الان مثل آدمهای محترم می روند به یک اداره مرتب و کارت اقامتشان را تحویل می گیرند . آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند حق ندارند هیچ اظهار نظری در هیچ موردی بکنند چون دارند حسابي حال می کنند و فوراً یک قلم برداشته و اسم آنها را خط میزنند. آنهایی که رفته اند هی با شوق بیانیهها را امضا می کنند و می خواهند خودشان را به جریان سیاسی کشوری که تویش نیستند بچسبانند. آن هایی که مانده اند در حسرت بی بی سی فارسي و صدای آمریکاي بدون پارازیت کلافه می شوند و دائم پشت بشقاب ماهوراه هستند آنهایی که رفته اند پای اینترنت، دنبال شبکه 3 و فوتبال با گزارش عادل یا سریالهای ایرانی و اخبارهایی با کلام پارسی و ایرانی هستند آنهایی که مانده اند می خواهند بروند. آنهایی که رفته اند می خواهند بر گردند. آنهایی که مانده اند از آن طرف مدینه فاضله می سازند. آنهایی که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر می کنند. اما هم آنهایی که رفته اند و هم آنهایی که مانده اند در یک چیز مشترکند : آنهایی که رفتهاند احساس تنهایی میکنند. آنهایی که ماندهاند هم احساس تنهایی میکنند باید زندگی کردن را بیاموزیم این چندان به ماندن و رفتن ربطی ندارد تا زماني كه همديگر را تنها ميگذاريم وضعمان همين خواهد بود . به امید با هم بودن و شاد بودن با عشق و دوستی سلامت و پایدار |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389ساعت 23:18 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
قط کافي است به آخرين دستاوردهاي متخصصين مرکز ملي هدايت (ارتقاء) سلامت و رفتار شناسي توکيو ** **توجه ** **کنيم! * *آنها ميگويند**:** * *1- **هرگز سيگار نکشيد و اگر ميکشيد ، نيمه آخر آن را هيچ وجه نکشيد. * *2- **در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است. * *3- **هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد. * *4- **چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد. * *5- **هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد. * *6- **غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بريزيد. * *7- **با حيوانات خانگي تعامل مثبت داشته باشيد. آنها ممکن است از خيلي از انسانها سالمتر و تميزتر باشند. عوامل مشترک زياد آنها با انسانها ميتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند. * *8- **هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد. * *9- **هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد. * *10- **لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد. سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد. * *11- **موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد.مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد. * *12- **هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد. * *13- **توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن ميباشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد. * *14- **اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد. * *15- **مشروبات الکلي درصورت عدم افراط براي سلامت مغز و قلب نه تنها مضر نيست، بلکه سودمند است. * *16- **هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است. * *17- **ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست. سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد. * *18- **توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات رواني ميگردد. * *19- **معجزه جواهر آلات براي خانمها را فراموش نکنيد. حتي اگر صرفا به ديدن آنها باشد. * *20- **هيچگاه به پهلو نخوابيد. سعي کنيد در جهت عمود بر محور مغناطيسي زمين بخوابيد. * * * * اگر احساس ميکنيد ديگراني که دوستشان داريد، شایسته 10% افزايش سن ميباشند، چرا اين ايميل را براي آنها نيز نميفرستيد؟ * |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389ساعت 23:16 توسط شباهنگ
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگانی واحد اجباری است جزوه اش فرسوده و تکراری است هی گرفتیم و هی افتادیم از آن سوختیم از بس که دادیم امتحان عاقبت یک روز پاسش می کنیم بهره جویی از کلاسش می کنیم ای کلاسور های مشکی پوش ما تق تق زنگ خطر در گوش ما ساکتید آن تق و تق هاتان کجاست؟ سینه صاف ورق هاتان کجاست؟ ما کلاسی از کلاسور ساختیم دل به چنگک های آن انداختیم بین چنگک های آن با اضطراب روی خط جزوه ها ماندیم خواب هست این جا صد مصیبت صد میتینگ روزها با استراکچر، شب ریدینگ از فشار درس ها خیسیم ما گربه های سلف سرویسیم ما چون که بی انگیزه ایم و منصرف کی معدل هایمان گردد الف؟ ذهن ما انبار محفوظات شد کیش شطرنجی دانش مات شد جزوه ها قرص دیازپام است و بس ذهن ما سرشار اوهام است و بس دل به رود بی خیالی ها زدیم ترم ها در زندگی درجا زدیم بر درخت امتحان هستیم کال می زند هر نمره ما ضد حال ما ز ِهَر واحد فراری می شویم جزء حذف اضطراری می شویم پشت عینک های دودی مانده ایم یا به زندان حسودی مانده ایم ما فقط امضای پای مدرکیم سامسونت داریم اما کودکیم با گچی بر سینه تخته سیاه می کشیم از حسرت یک بیست آه بیست سردمدار فامیل است و بس بیست کار حضرت فیل است و بس ترم دیگر آفتابی می شویم خوابگاهی از نخوابی می شویم از صفا زیراکس می گیریم ما هدیه را با باکس می گیریم ما می رویم آنجا که غم نامحرم است گرچه پایان نامه ما مبهم است |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389ساعت 23:8 توسط شباهنگ
|
|
||